دیروز خونه دایی‌ام بودیم و یه نی نی کوچولوی ۶ ماهه هم اونجا بود رادین اون و کاملا با عروسکش که آواز می‌خونه اشتباه گرفته بود هی می‌گفت بدینش بغل من

موقع برگشت تو خونه ۴٠ دقیقه تو ماشین تو ترافیک صداش در نیومد من یکی که داشتم شاخ در میاوردم .ساکت بیرون و نگاه می‌کردتعجب

یه قدمی هم دیروز ظهر تو پارک زدیم آخه هوا آفتابی بود و پسرم کلی ذوق کرد

/ 4 نظر / 6 بازدید
اشی بهرو

ای نازنین من که اینقدر اکشن هستی . آخه از اون مامان بابای بیش فعال چون تویی انتظار می رفت![ماچ]

مامی

قربون قدش بشم[ماچ]

آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ وای جیگرش را که اینقدر عسله. خدا حفظش کنه [ماچ][گل][خداحافظ]