رادین و اش

رادین دیروز آخرین خداحافظی و با اشی جون کرد .حسابی با هم حال کردند .یه سور به خود اشی جون زده اینقدر خودشو واسه اشی لوس کرد و عشوه اومد که نگو و نپرس.اشی هم که حسابی نازکش.کلی به هم حال دادند یه روند هر کاری می‌خواست بکنه می‌گفت اش اش اش اش اش اش ...و تمام روز و بیدار بود و بالاخره شب ساعت ١٢ خوابید .آخر شب که آزاده هم به ما پیوست و ما کلی می‌خندیدیم اینم میومد و وسط ما می‌خندید .خیلی جالب بود .

/ 1 نظر / 14 بازدید
اشی بهرو

انگار گوشه ای از قلبم را آنجا جا گذاشتم . روزی که دیگر روز خداحافظی بود. روزی خواهی دانست که چرا من عاشق چشمهایت شدم . بی هیچ خیالی تعریف می کنم برات. خاله اشی : چشم رادین مال کیه؟ رادین : اش!