تلفن بازی و دکتر

پنجشنبه صبح بابای رادین خونس.این پنجشنبه داشت میرفت بیرون رادین پرسید دد ؟

باباش گفت میرم دکتر و میام با هم میریم دد .(وقت دکتر داشت)

شنبه تا بیدار شد گفت بابا

گفتم نیست

پرسید دوتر(دکتر)؟

آرتا به من زنگ زد گفت خاله ما داریم میریم پارک شما هم میاین؟

گفتم نه خاله مهمون دارم

از همین یک جمله من فهمید با آرتا هستم تا قطع کردم پشت سر هم هی می‌گفت آرته آرته که یعنی می‌خوام باهاش حرف بزنم

تلفن و اورد بهم گفت ددی (بگیر)و بعد با اشاره به شماره گیر تکرار کرد آرا آرا (سارا)

و ما که موفق نشیدیم سارا رو بگیریم مامان فهیم و گرفتیم ٢ کلوم حرف زد سریع گفت ببا دت(بابا عزت)که می‌حواست باهاش حرف بزنه

حسابی تلفن و کاربردی کرده

راستی میگه دکتر و با ایما و اشاره همه کارهای دکتر مثل معاینه قلب و گلو و بینی و گوش و نشون میده و از این سری عملیات فقط اسم گوش و بلده که برای نماش معاینه گوش میگه اوش

روده درازی کردم این هفته حرف زیاد دارم .پست شهر بازی رو تو نوبت بعد میذارم

/ 1 نظر / 11 بازدید
مامان آرتا-نسیمه

عاااااااشق این پسر تخسم.جووووون با اون آرته گفتنش[بغل]