بلز

آرتا یه بلز داره که چون مال کلاس موسیقیشه نمیذاره که رادین بهش دست بزنه .

برای رادین یکی مشابه اونو خریدم تا جعبه رو باز کرد ذوق کرد و اومد دست انداخت گردنم و من و بوس کرد وای نمی‌دونین چقدر برام جالب بود و نزدیک بود گریه ام بگیره آخه تا حالا سابقه نداشت که نسبت به چیزی که براش می‌خریم واکنش شادی داشته باشه همیشه واکنش کشف شی جدید بود که تو نگاش موج میزد

/ 5 نظر / 5 بازدید
سحر

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند. شب سليس است، و يكدست، و باز. شمعداني ها و صدادارترين شاخه فصل،ماه را مي شنوند. *** پلكان جلو ساختمان، در فانوس به دست و در اسراف نسيم، *** گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا. چشم تو زينت تاريكي نيست. پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا. و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند. پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت: بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است سلام روز بخیر خوبید ..خیلی پرمحتوا و زیبا بود....با آپ جدیدی حضور سبزت را به انتظار نشسته ام.درضمن لينك سريال يوسف هم تونستم بالاخره تو وب بزارم .....روزت دل انگیز مهربان[گل]

مامان آرتا .نسیمه

قرار بود خالش براش بخره که مامانی پیش دستی کرد!خانم به ما اجازه میدادی[چشمک]

پانیذ

آخی مبارکش باشه. نازی چه با احساس..