بهار بهار
رادین از روز اول عید، کفش و لباس برداشت و گفت من میرم دریا تنهایی .بابا جون و آزاده هم نمیبرم /حالا تو مهد حرف مسافرت و زدن روز آخر چیه که بی مقدمه خواست بره دریا
خلاصه ما هم یه دو روزی مهمون مامان فهیم و بابا عزت علم ده بودیم که کلی به وروجک خوش گذشت
آخ امان از آپلود عکسها
... پيام هاي ديگران() link ٦:۱٧ ب.ظ - پنجشنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٩ - رادین

